تبليغاتX

بسم الله الرحمن الرحیم

والذين امنواوهاجرواوجاهدوا فی سبيل الله و الذين اووا ونصروااولئك هم المؤمنون حقا   سوره انفال،٧٤

کیلکین
کیلکین
صفحه نخستپست الکترونیکخروجی - RSSطراح قالب
منوی اصلی
صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
پست الکترونیک
قالب وبلاگ
برچسب‌ها
افغانستان (1)
صلح (1)
طالبان (1)
انتحار (1)
کلکین (1)
بهمن 1390
دی 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
شهریور 1388
مرداد 1388
فروردین 1387
فروردین 1386
برنامه توزیع تذکره های الکترونیکی تا 6 ماه دیگر در کشور راه اندازی می شود

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، مقام های وزارت مخابرات کشور بار دیگر وعده دادند که برنامه توزیع تذکره های الکترونیکی تا 6 ماه دیگر در کشور راه اندازی می شود.

با آنکه بیش از دو سال از نخستین وعده وزارت مخابرات و تکنالوژی درباره توزیع تذکره های الکترونیکی برای شهروندان کشور می گذرد، مقام های این وزارت اکنون بار دیگر اعلام کردند که توزیع این تذکره ها تا شش ماه دیگر عملی خواهد شد.

امیرزی سنگین روز سه شنبه در مراسم فراغت دانشجویان انسیتیوت تکنالوژی معلوماتی تأکید کرد، آنان تلاش می کنند تا 2.5 سال آینده برای اکثریت شهروندان کشور شناسنامه های الکترونیکی توزیع کنند.

وى افزود؛ از اينکه در سال ٢٠١٤ ميلادى انتخابات رياست جمهورى و پارلمانى را در پيش داريم، سعى ميکنيم تا آن وقت به افراد واجد شرايط انتخابات، تذکره الکترونيکى توزيع نماييم .

به گفته سنگين، در انتخابات گذشته توزيع کارت براى واجدين شرايط راى دهى ميليون ها دالر هزينه برداشته بود، تذکره الکترونيکى بخاطر جلوگيرى از مصارف و اينکه دولت توان پرداخت اين هزينه را ندارد، توزيع ميشود.

وزارت مخابرات ميگويد که دولت از طريق تذکره الکترونيکى قادر خواهد شد تا استراتژى مؤثرتر را در قسمت امنيت عامه روى دست بگيرد و معلومات دقيق تمام اتباع و احصائيه دقيق نفوس کشور را در اختيار داشته باشد تا بتواند از هرنوع سوء استفاده احتمالى جلوگيرى نمايد.

هرچند گفته می شود توزیع شناسنامه های جدید سهولت های فراوانی را برای شهروندان و دولت ایجاد خواهد کرد، اما این روند به دلایل نا معلومی تا کنون آغاز نشده است.

انجنير امير زى سنگين همچنین در بخش دیگری از سخنانش گفت که اين وزارت در تلاش است تا با يک شرکت خارجى قرار داد عقد نمايد و ستلايت را در قمر مصنوعى که براى افغانستان از سوى سازمان ملل در فضا تعيين شده است، نصب کند.

وى افزود که شرکت هاى خارجى دراين مورد به وزارت مخابرات آفر داده اند و وزارت بعد از ارزيابى با شرکتى که بتواند خدمات خوب را ارايه کند، عقد قرار داد مينمايد.

انجنير سنگين علاوه کرد که با نصب ستلايت، شرکت هاى مخابراتى راديو ها و تلويزيون ها نياز نخواهند داشت که آنتن هاى مخابراتى را در قرا و قصبات که هزينه زيادی دارد، نصب نمايند.

سرپرست وزارت مخابرات و تکنالوژى معلوماتى گفت ، بعد از آنکه قرار داد عقد شد، جزئيات در مورد اين سيستم فضايى را مشخص خواهند کرد.

وی عرضه نمودن خدمات مخابراتى ازطريق سيستم ترى جى را بخش ديگرى از برنامه هاى سال آينده خوانده ميگويد که قرار است تا يک ماه ديگر جواز ترى جى صادر گردد.

آقای سنگین افزود که آوردن خدمات اینترنت سريع يکى از آرمان هاى هر حکومت در جهان است که در افغانستان اين سيستم تا شش ماه آينده عملى خواهد شد و شرکت ها ميتوانند اینترنت سريع را از اين طريق به دسترس مستهلکين قراربدهند.

سيستم ترى جى ، نسبت به سيستم هاى مخابراتى آنلوگ و ديجيتال عصرى ميباشد و بر اساس آن، ميتوان خدمات اینترنتى را از طريق تلفنهاى موبايل با سرعت و کيفيت عالى عرضه نمود.از طريق اين ترى جى ممکن است تا دارندگان تلفن هاى موبايل با همديگر روابط تصويرى نيز برقرار نمايند.

دو ماه قبل، وزارت مخابرات و تکنالوژى معلوماتى گفته بود که جهت عرضه نمودن خدمات مخابراتى از طريق سسيتم ترى جى در افغانستان ، تاکنون شش شرکت جهانى که مربوط کشورهاى امريکا، اروپايى و شرق ميانه بوده، پيشنهادات شان را پيشکش نموده و بدين منظور به سطح بين المللى اعلان دواطلبى صورت گرفته است.

وزارت مخابرات مي گويد که فعلاً شرکتهاى مخابراتى خصوصى افغان بيسيم، روشن، ام تى ان، اتصالات و يک شرکت نيمه دولتى افغان تيلى کام؛ در کشور فعاليت دارند که بيش از ٨٥ درصد ساحات کشور را تحت پوشش قرار ميدهند.

سرپرست وزارت مخابرات در عین حال فراغت دانشجویان انسیتیوت تکنالوژی معلوماتی را گامى بسوى پيشرفت در عرصه تکنالوژى معلوماتى بيان کرده گفت که با فراغت اين انجنيران، فيصدى کارکنان افغانستانى در شرکت هاى مخابراتى به ٩٨ در صد ميرسد.

وی خاطر نشان کرد که آوردن تکنالوژى معلوماتى نياز به کادرهاى مسلکى ورزيده دارد که بر همين اساس، 5 سال قبل اين انستيتيوت در چوکات وزارت ياد شده به شکل تحصيلات عالى ايجاد گرديد.




+نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت17:27 توسط مهاجر
طالبان ؛ از احتضار سیاسی تا حضور سیاسی در قطر

طالبان پیش از آنکه یک جنبش باشد یک اندیشه است. یک اندیشه ی مسلط که به مثابه یک قدرت بروز کرده است. طالبان تنها گروهی است که جنبش خود را فدای اندیشه اش کرد نه اندیشه اش را فدای جنبش اش. پدیده "انتحار" نیز تنها برهمین اصل قابل تفسیر است.

هرجنبشی با از دست دادن پایگاه قدرتش نا امید ونابود می شود. جز جنبش های اید ئولوگ، چه آنکه ریشه در اندیشه دارد و امید به حقانیت اش.
طالبان زخم خورده را در آوان سقوط کابل هیچ سازمانی تیمارنکرد. طالبان تنها در دامن مردمی پرستاری شد که با تمام وجود به طالبانیسم معتقد بود. حضور وفعالیت طالبان در مناطق و قبایل خاص دقیقا به همین معناست.
طالبان پس از شکست از افغانستان ره به همان سو گشود که در همانجا پرورش یافته بود و با همان مردم انس گرفته بود.

مدارس پاکستان جای تعلیم و تربیت و اجنسی های پاکستان سرزمین موعود طالبان است. مردم قبیله نشین در دوطرف خط دیورند طالبان را پیشوای زمان شان می دانند. برهمین اساس می توان گفت که همین مردم ساده انگارند که طالبان را می ستایند و برای شان جان می سپارند. انتحار بدین معناست که؛ از خود و خانواده اش می گذرد تا از جان برای طالبان مایه بگذارد.

همراهی پاکستان با آمریکا همبستگی این قبایل را با طالبان تقویت بخشید. کم مهری و بی وفایی پاکستان با طالبان موجب پیوند عاطفی وعقیدتی میان طالبان و ساکنان امتداد خط دیورند گردید.
حمله آمریکا به عراق موجی از نفرت و فرصت را در میان تندروان پاکستان پدید آورد. ازین رو حلقه هایی در داخل پاکستان کمک به نیروهایی پراکنده طالبان را آغازکردند و جنگ را در افغانستان گسترش دادند.
با ظهور مجدد طالبان در افغانستان، طالبان پاکستانی نیز روحیه گرفت و در آن سوی مرز تجدید قوا کرد. بدین ترتیب طالبان دوباره آرایش نظامی دادند و نا امنی دوباره در منطقه حاکم شد.

آمریکا اما، این آرایش مجدد طالبان را چندان جدی نپنداشت. چه آنکه وجود جنگ های فرسایشی و نگرانی منطقه از باز آمدن طالبان، توجیهی خوبی بود برای حضور بلند مدت آمریکا در افغانستان و از دیگر جانب آمریکا بر صداقت پاکستان تردید نداشت. تردید و بحران از زمانی پدید آمد که میان آمریکا و پاکستان اختلاف در تعریف منافع ملی به وجود آمد و این اختلاف هنگامی هویدا گردید که آمریکا با هندوستان پیمان هسته ای امضا کرد و از انعقاد این پیمان با پاکستان صرف نظر نمود. پاکستان نیز از همان راه گذشته رفت و به آستان چین باستان ادای ارادت کرد. چین رقیب حال و آینده آمریکا، رفیق دیرینه اش پاکستان را نا امید نساخت و به توسعه راکتورهای هسته ای که زمانی خود در پاکستان ساخته بود تعهد دوباره بست.

با گسترش اختلاف منافع آمریکا و پاکستان، نا امنی ها در میان قبایل آن سوی خط دیورند گسترده تر شد و از اجنسی ها به دره سوات امتداد یافت. بعید نیست که بن لادن در همین آوان در ابیت آباد پاکستان رحل اقامت گسترده باشد. با دستگیری بن لادن در پاکستان اختلافات استراتژیک میان آمریکا و پاکستان برای همه نخ نما شد و رابطه این دو متعهد دچار تنش گردید.
بدین سبب طالبان هر روز قوی تر از دیروز تبارز کردند، تا آنجا که دیگر گزینه حذف طالبان از روی میز آمریکا و دولت افغانستان برداشته شد. اکنون طالبان پاکستانی در دامن پاکستان اند و پاکستان از ایجاد هر نوع مشکل برای گروه حقانی به آمریکا شدیدا هشدار داده است. آمریکا و افغانستان نیز برآن است که طالبان افغانی را در دامن خویش بگیرند. ولی طالبان این تر دامنان را مردار می دانند و با آنان با فاصله سخن می کنند.
سخن جوبایدن مبنی بر دشمن ندانستن طالبان، بر همین مبنی قابل تفسیر است. بر همین اساس آمریکا سال گذشته طالبان را به رادیکال و میانه رو تقسیم کرد و اینک با حمایت آشکار پاکستان از طالبان پاکستانی و شبکه حقانی، آمریکا طالبان را به افغانی و پاکستانی تقسیم بندی نموده است و برآنست که طالبان افغانی را به میز مذاکره بکشاند.

به نظر می رسد که حس بی اعتمادی آمریکا از پاکستان به افغانستان نیز سرایت کرده است. آمریکا از دولت پاکستان و دولت کرزی عبور می کند و باب گفتگو را مستقیما با طالبان می گشاید. تلاش آمریکا برای تشکیل نمایندگی طالبان در کشور قطر این فرضیه را تقویت می کند.
برهمین تلقی، گویا آمریکا به دنبال جایگزین کردن و یا حداقل سهیم ساختن یک عنصر جدید در دولت افغانستان می باشد.
شواهد نشان می دهد که این عنصر، طالبان افغانی و یا طیف گلبدین حکمتیار خواهد بود. اما آیا طالبان این را خواهد پذیرفت؟ شکی نیست. زیرا طالبان برای رسیدن به هدفش حتی حاضر است خون سرخ هزاران بی گناه را بریزد، گذشتن از روی فرش قرمز آمریکا که به مراتب برای شان سهل است و آسان. بدین ترتیب؛ آیا دوباره روز از نو خواهد شد و بازی از نو!

سیدآصف حسینی


برچسب‌ها: طالبان, انتحار, افغانستان, کلکین, صلح

+نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت11:54 توسط مهاجر
پيدايش صهيونيسم و اشغال فلسطين
سرزميني كه امروزه صيونيست ها آن را « اسرائيل» ناميده اند سرزمين فلسطين است. سرزمين فلسطين از آن رو كه گذرگاه مهمي براي اتصال سه قاره اروپا، افريقا و آسياست پيوسته در طول تاريخ در معرض تهاجم امپراتورها و سرداران جنگي بوده و آنها همواره براي تسلط بر شهرهاي بندري و راه هاي تجاري فلسطين تلاش مي كردند. هر نيروي تازه واردي سرانجام يا در جمعيت اين سرزمين جذب مي گرديد و يا به وسيله نيروي فاتح ديگري كنار زده مي شد. از قرن دوم هجري قمري به بعد ساكنان فلسطين عموما اعرابي بوده اند كه زبان و فرهنگ مشترك داشته اند . شهرهاي فلسطين ، همچون بيت المقدس ، مراكزي تمدن عربي بوده اند كه دانشمندان ، شاعران و عالمان بسيار از آنجا برخاستند . پس از ظهور اسلام ، اگرچه اجتماعات كوچكي از يهوديان و مسيحيان در اين سرزمين بر مذهب خود باقي ماندند ، اما به تدريج اكثر مردم فلسطين مسلمان شدند .
در 1517 م . با گسترش امپراتوري عثماني ، سلطان سليم پادشاه اين امپراتوري ، فلسطين را به سرزمين هاي تحت تصرف امپراتوري خويش افزود و چهارصد سال بعد ، ترك هاي عثماني بر فلسطين به عنوان بخشي از منطقه ي اداري ‌« سوريه ي بزرگ » حكومت مي كردند .
امپراتوري عثماني ، از آغاز قرن هيجدهم ميلادي تدريجا دچار ضعف شد و مردم سرزمين هاي تحت سلطه ي آن نظير صربستان ( يوگسلاوي ) ، روماني ، مصر ، بلغارستان و يونان يكي پس از ديگري شورش كردند و خواهان استقلال شدند .(1)
قدرت هاي استعمارگر اروپايي به ويژه انگلستان از ضعف تدريجي عثماني استفاده ........
ادامه مطلب ...
+نوشته شده در دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت13:20 توسط مهاجر
درباره ی ما

گاه گاهی از کلکین زندگیم به بیرون نگاهی می اندازم و آنچه می بینم

با تصورات خودم می نگارم تا شاید دلم را پاسخی باشد در خور خودش.....

كـامـلــی گـر خـاك گیـرد زر شــود
ناقـص ار زر بـرد خاكستـر شـود
چـون قبـول حق بـود آن مـردِ راســت
دست او در كارها دست خداست
دست ناقص, دست شیطان است و دیو
زانكه اندر دام تكلیف است و ریـو
جهــل آیــد پیــش او دانــش شــود
جهل شد علمی كه در ناقـص رود
پیوند های وبلاگ
قالب وبلاگ
امکانات

Powered by BLOGFA
Designed by ghalebsara
RSS
تمامی حقوق برای این پایگاه محفوظ می باشد
طراحی شده توسط قالب سرا